تبليغاتX
مخزن الاسرار نظام آبادی
یادداشت های شخصی

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.

 
 
به صدای هارپ گوش دهيد 

( توضيح آنکه: جنگ هايی که از  امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناتيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چيست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

 

 

این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشيد را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در آيونوسفير  از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.

لايه آيونوسفير چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را ميتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

 

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

 

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفير و بازگشت به زمين قادر اند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد ميشوند و عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژيست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی يک موج کوتاه "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز ميگرداند و ژئولژيست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمين را شناسايی کنند.

با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لايه های زمين را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 

 

 

از نمودار فوق متوجه می شويد که آيونوسفير گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه توليد شده که پس از اصابت به زمين به  داخل آن نفوذ مينمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.

برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او ميلرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در آيونوسفير). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را ميلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از آيونسفير) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معادن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفير، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زيراند:

 ١-  ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آيونوسفير، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد  به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد.      برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

 

    

 

٢-  با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ايجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال  برق از زمين به ماهواره ها.

 ٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد  "وهم" در مغز انسانها.

 ٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.

 ٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبيعی آيونوسفير که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار ميرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.

٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار ميايند به گونه ای که "هارپ" ميتواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه ميشويد هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهديد و يا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در اين صورت برای جلوگيی از مزاحمت احتمالی کشور همسايه برای آنها زمين لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در اين مقاله ما فقط  به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ايجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران"  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

 

 

 

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان ميدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

   ٤/٦٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با :   ٤/٢٠٦ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.

 

 

٣/١٥٥٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

  ٢/١٥٢٠٦  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخير برابر با ٤٦/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زير از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

 

 

 

٩/٤٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٨/٢٩٠

 

  چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کيلومتر در ایران اينگونه بالا رفته اند؟

 در حين جستجو ها به يک عدد ويژه ای برخورد کردم که به نظرم  غير واقعی رسيد. سئوالی برايم پيش آمد که چگونه اغلب زمين لرزه ها در چند سال اخير در ایران در عمق ١٤ کيلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمين لرزه ها در این عمق يا صفر بودند و يا حد اکثر تا دو درصد.

 

 

ياد آور می شويم:  زمين لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل"  يا "Fault lines" توليد ميگردند.

ارگ بم چه شد؟

 

  بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!

 

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  "عادل کهن" (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زير مشاهده می کنيد:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...

 برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید.

 

 

 

 

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

 

دلفین های چه شدند؟

 

 

در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦

 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟

 

 آیا این اثر سوختگی نیست؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه ايست که مسئولين اعلام کردند برای "بررسی و تحقيق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع اين يک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سيستم راديويی هواپيما ها و نهايتا سقوط آنها استفاده ميگردد.

نتايج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات راديويی هارپ باعث سرخ شدن لايه آيونوسفير شده و اين لايه را  به نوسان در می آورد.

اين نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمين، زمین زلزله ايجاد می کنند.

 با توجه به ازدياد درصد زلزله در سطح ايران در دهه اخير نسبت به دهه پيشين که متجاوز به ٤/٢٠٦ % بوده است ميتوان به وجود تاثيرات ديگری در ايجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه اين ازدياد پس از آغاز فعاليت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پيشگيری و دريافت پيش اخطار از اين قبيل زلزله ها ميتوان ايستگاهايی در حوزه های وسيع تاسيس و بکار گرفت و با اندازه گيری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دريافت پيش اخطارهای ELF بين ١٥ دقيقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغير است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گيری فرکانسELF/ULF  در جاهايی که خالی از فرکانسهای مزاحم ديگر از قبيل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ايستگاه های راديويی و تلفنی ميباشد، انجام پذير است.

نمونه ای از يک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و يک دستکاه Magnetometer را در زير مشاهده ميکنيد. برای اطلاعاب بيشتر بر روی آنها اشاره کنيد.

 

           

 

                        ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz                        Bell-5180-Magnetometer               

                                     

 

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد "هارپ" کتابی بنام  Angels Don't Play This HAARP  بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ويديو،  يکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don't Play This HAARP و ويديوی ديگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don't Play This HAARP تهيه شده است.

 در مورد جنگ ويتنام (Vietnam) و باران های سيل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمريکا (اغلب باران های استوايی از طريق ماهواره و سمپاشی از هواپيما بر روی ابر ها ايجاد می شدند) آقای دکتر  باب فيتريکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فيلمی از کنفرانس خود در اين زمينه  تهيه کرده که بخشی از آن را در کليپ ويديويی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS ميتوانيد مشاهده کنيد.    

 مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهيه شده است که فقط به جنبه تحقيقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غير انسانی آن توجهی نشده است.

 سوالی به بقاء موجوديت و در آينده ای نه چندان دور؟ به اينجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنيد.

 برای پيوند های مطالعاتی امواج راديويی زير فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنيد.

دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟

اعتراض شرکت  بوئينگ (Boeing) به هارپ در اين رابطه بخوانید.

 

به نقل از ویلاگ از ثریا: http://az-soraya.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 8:28  توسط نظام  | 

برای صدها سال به آمد ، بحث های فلسفه سیاسی را در ارتباط 'محاصره اقتدار تمپورال' و سیاسی 'کلیسای ابدی.' . اما تاکید بر جنبه ای از کلیسای جهان وطنی ، به رغم آرمان خود یک جامعه مذهبی که شامل تمام انسانها مشکلاتی روبرو شد.  در ملخص کلام ، بحث در حال حاضر مخالف سکولار و مذهبی و محلی و وابسته به همه جهان است. تا مطمئن شوید که ، این بحث شده بود ، اغلب انشعابات جهان وطنی ، به اندازه کافی روشن است که در دادخواست دانته آلیگیری برای سلطنت جهانی در د . اما این مورد به تساوی ، از ارسطو و تاریخ روم ، نه به صراحت از ایده آل از یک شهر بین المللی و یا جهانی شهروندی ، و از او باقی مانده است با ابراز نگرانی عمیق میان پاپ و امپراتور مقدس روم و شکایت در امور.

اوایل دوران روشنگری و مدرن بین المللی بودن

بین المللی بودن به آرامی شروع به آمدن به پیش مجددا با مطالعه تازه ای از متون کهن تر است ، اما در طول دوران انسان دوست بین المللی بودن هنوز هم استثنا باقی ماند.  با وجود این واقعیت است که از منابع کهن جهان وطنی بودند شناخته شده و تاکید کرد که بسیاری از انسان ضروری وحدت همه ادیان ، آنها نتوانستند این ایده را در قالب توسعه وابسته به همه جهان چند نویسنده ، با این حال ، که مهمترین آنها اراسموس روتردام ، به صراحت در بین المللی بودن باستانی کشید به مدافع ایده آل جهانی صلح گسترده دارد. . با تکیه بر وحدت نوع بشر بیش از تقسیم خود را به کشورهای مختلف و مردم ، با استدلال است که انسان توسط طبیعت به مقصد می باشد خوش مشرب زندگی می کنند و در هماهنگی ، برنامه اراسموس pleaded برای تحمل ملی و مذهبی و همفکر در نظر مردم به عنوان هم میهنان خود را.

 

اولین تئوری نویرن قانون طبیعی ممکن است به احتمال زیاد نامزد تخم ریزی بین المللی بودن فلسفی شود.

 

آن تمایلات و نمایش فردی شایع در میان مدافعان خود را که همه انسان ها سهم برخی از ویژگی های اساسی که به نظر می رسد نقطه وحدت برای نوع بشر به عنوان یک کل پیشنهاد. However, according to many early modernans in a universal community. با این حال ، بر طبق بسیاری از نظریه پردازان اولیه مدرن ، آنچه را که همه افراد تقسیم شده است تلاش اساسی برای حفظ جان ، و عمومیت این تلاش نمی کند به مقدار باند اساسی که unites (و یا باید متحد) همه انسان ها در یک جامعه جهانی اند.

Still, there direction. با این حال ، دو عامل هستند که گاهی اوقات فشار تئوری مدرن قانون طبیعی در جهت وابسته به همه جهان وجود دارد. First, some natural law theorists assume that nature implanted in humans, in addition to the sociability that unites all humans at a fundamental level into a kind of world community. اول ، برخی از نظریه پردازان قانون طبیعی فرض کرد که طبیعت در انسان گذاشته ، علاوه بر تمایل به بقاء خود ، نیز یک شخص بر احساس ، نوعی جامعه پذیری است که unites همه انسان ها در یک سطح بنیادی به نوع جامعه جهانی. The appeal to such a shared human bond was very thin, however, and by no means does it necessarily lead to cosmopolitanism. درخواست تجدید نظر به یک باند مشترک انسان بسیار باریک بود ، با این حال ، و به هیچ وجه آن را به بین المللی بودن ، لزوما منجر شود. In fact, the very notion of a natural sociability was were easily said to have placed themselves outside of the domain of common human morality by their 'barbaric' customs. در واقع ، این تصور خیلی از جامعه پذیری طبیعی بود گاهی به جای آن به جنگ مشروع در برابر مردم در جاهای دیگر جهان مورد استفاده قرار گرفته بودند گفت : این را اوراق قرضه رایج در 'راه غیر طبیعی' را نقض کردند و یا به سادگی گفته بودند که به خودشان قرار داده اند در خارج از حوزه اخلاق مشترک بشر توسط وحشیانه خود را 'آداب و رسوم. Second, early modern natural law theory , the very idea behind social contract theory lends itself for application to this second level. دوم این که ، در اوایل تئوری مدرن قانون طبیعی اغلب با نظریه قرارداد اجتماعی متصل شد ، و اگر چه اکثر نظریه پردازان قرارداد اجتماعی مشغول به کار کردن دیدگاه آنها عمدتا ، اگر نه تنها ، برای سطح دولت و نه به خاطر که مناسبات بین المللی ، ایده بسیار پشت اجتماعی نظریه آشنایی دارید خود را برای کاربرد در این سطح دوم. Grotius, Pufendorf, and others did draw out these implications and thereby laid the foundation for international law. Grotius ، Pufendorf ، و غیره آیا بیرون کشیدن از این مفاهیم و به همین پیریزی شالوده ای برای قانون بین المللی است. Grotius envisioned a “great society of states” that is bound by a “law of nations” that holds “between all states” ( De Iure Belli ac Paci , 1625, Prolegomena par. 17; Pufendorf, De Iure Naturae et Gentium , 1672). Grotius envisioned جامعه "بزرگ ایالات متحده" که توسط قانون "سازمان ملل" که دارای "میان تمام دولتها"

 

چهار چوب تاریخی تجدید حیات فلسفیه ی بین المللی در  طول عصر روشنگری است از عوامل زیادی ساخته شده است : رشد روز افزون سرمایه داری و جهان تجارت ؛ گسترش امپراتوری های رسیدن به آن توسعه یافته در سراسر جهان ؛ سفرهای دور جهان و انسان شناسی به اصطلاح اکتشافها ، این را از طریق تسهیل؛ علاقه تمدید در فلسفه یونانی ؛ و ظهور مفهوم حقوق بشر و تمرکز در دلیل فلسفی بشر است.

 

بسیاری از روشنفکران آن زمان عضویت خود را در جمهوری فراملی در نظر می گرفتند تا در کشوری خاص سیاسی، به خاطر سانسور ارتباط آن ها با دولت تیره و تار می شد و دیدگاهی جهان میهنی در پیش می گرفتند.

در قرن 18 حق شهروندی مورد استفاده قرار گرفت. کسانی که جهان میهن بودند به مذهب یا سیاست خاصی وفادار نبودند و در مورد فرهنگ ها پیشداوری خاصی نداشتند.

 به خصوص در نیمه دوم قرن ، با این حال ، مدت بود به طور فزاینده نیز استفاده می شود نشان می دهد اعتقادات خاص فلسفی. Some authors revived the Cynic tradition. برخی از نویسندگان زنده سنت کلبی. Fougeret de Montbron in his 1753  د Montbron در یدلایمخیرات 1753 گزارش خود مربوط بشرح حال خود ، توسط شخصیت جهانی ، تماس های خود را جهان وطنی ، شرح چگونگی سفر او در همه جا و بدون متعهد بودن به هر نقطه ، تعریف "همه کشورها یکسان به من" و "[من] تغییر محل اقامت مکان های من بر اساس هوی و هوس من "(ص 130).

 با وجود این واقعیت است که تنها چند نویسنده خود را متعهد به این نوع از بین المللی بودن ، این نسخه از بین المللی بودن است که منتقدان به عنوان هدف در زمان آنان بود. For example, Rousseau complains that cosmopolitans “boast that they love everyone [ tout le monde , which also means 'the whole world'], to have the Geneva Manuscript version of The Social Contract, 158). به عنوان مثال ، روسو شکایت cosmopolitans که "هر کس که لاف عشق [صدای بلند انتشار دادن لوموند ، به آن معناست که' تمام جهان '] ، به حق به عشق به هیچ کس" (ژنو نسخه دستنوشته قرارداد اجتماعی ، 158). implies the latter. یوهان گئورگ Schlosser ، در شعر انتقادی 'Der Kosmopolit' می نویسد ، "بهتر است که ملت در یک افتخار کند که از هیچ ،" بدیهی است که فرض کنید که بین المللی بودن اشاره دارد که دومی.

. برخی از cosmopolitans نمایش خود را در مورد نظریه های سیاسی روابط بین المللی توسعه. The most radical of eighteenth-century political cosmopolitans was no doubt Anacharsis Cloots (Jean-Baptiste du Val-de-Grace, baron de Cloots, 1755-1794). تندرو ترین از قرن هجدهم - cosmopolitans سیاسی بود بدون شک Anacharsis Cloots (ژان باپتیست du - وال - د - گریس ، بارون د Cloots ، 1755-1794). Cloots aworld state under which all human individuals would be directly subsumed. Cloots طرفداری از لغو تمامی ایالت های موجود و ایجاد یک دولت تک دنیا که تحت آن همه افراد بشر خواهد بود به طور مستقیم theory. استدلال او اول از همه ، در ساختار کلی از نظریه قرارداد اجتماعی کشید. If it is in vis-à-vis each other. اگر آن را در نفع عمومی برای همه این است که به اقتدار دولت است که اجرای قوانین وجود دارند که تامین امنیت ، و سپس این استدلال صدق جهان و ارائه گسترده ای را توجیه ایجاد یک جهان "جمهوری متحد از افراد ،" نه کثرت از کشورهایی که خود را پیدا کنید در حالت نمایش از طبیعت - à - زور به یکدیگر. ). دوم ، او استدلال میکند که حاکمیت باید اقامت با مردم ، و این که مفهوم حاکمیت ملی خود ، چرا که آن را شامل تقسیمبودن ، اشاره دارد که می تواند وجود داشته باشد ، اما یکی از بدن مستقل در جهان است ، یعنی ، نژاد انسانی را به عنوان یک کل

Most  aof nations.' به سایر cosmopolitans سیاسی بود بروم نه به عنوان جایی که به Cloots. امانوئل کانت ، معروف ترین ، طرفداری فرم بسیار ضعیفتر از نظم بین المللی حقوقی ، یعنی که از لیگ یک ملت. ' In . در آرامش ابدی (1795) کانت استدلال میکند که صلح واقعی و جهان امکان پذیر است تنها زمانی که در داخل کشور با توجه به 'جمهوری' اصول ، زمانی که آنها خارج در لیگ داوطلبانه به خاطر حفظ صلح سازمان سازماندهی می شوند و وقتی که به احترام حقوق بشر نه تنها شهروندان خود بلکه همچنین از خارجی ها. He . او استدلال میکند که لیگ از روی کره و اجبار قدرت ایالت ها باید به دلیل نظامی را که به حق حاکمیت داخلی ایالات متحده را نقض را نداشته باشند ، تشکیل خطر بالقوه برای آزادیهای فردی در حال حاضر در داخل آن ایالت تاسیس (در صورتی که اختیارات دولتی کمتر احترام می شد حقوق بشر نسبت به برخی از کشورهای عضو) و کاهش شانس است که کشورهای در واقع می شوند.

Some برخی از منتقدان در پاسخ به استدلال و موقعیت است که کانت در تعارض بود ، در زمینههایی که تنها راه غلبه بر دولت به طور کامل از طبیعت در میان ایالت ها بود آنها را به به وحدت federative ایالات با قدرت خشونتآمیز را وارد کنید. They transformed the states, while retaining the sovereignty of the states concerning their internal affairs (the early Fichte). آنها تبدیل مفهوم حاکمیت ملی در فرایند ، توسط بارور آن را به عنوان لایه بندی شده ، و این آنها را قادر به استدلال می کنند که ایالات متحده باید برای انتقال بخشی از حاکمیت خود را به سطح فدرال است ، اما تنها بخشی است که نگرانی های خارجی که روابط خود را به کشورهای دیگر ، در حالی که حفظ حاکمیت از ایالات متحده در مورد امور داخلی آنها (Fichte اولیه). Romantic authors, on the other hand, felt  of 'fraternal' non-authoritarian republics (the young Friedrich Schlegel). نویسندگان ، رمانتیک از سوی دیگر ، احساس کردند که حکومت ایده آل نباید به اجبار در تمام شامل و از این رو هم که ایده آل باید به جهان وطنی می شود که از سراسر جهان گسترده ای از جمهوری 'برادرانه' غیر استبدادی جمهوری (جوان فریدریش Schlegel).

Kant also introduced the concept of " rights, and where individuals have these rights as "citizens of the earth" rather than as citizens of particular states. کانت همچنین معرفی مفهوم "حقوق جهان وطنی ،" پیشنهاد سوم از حوزه حقوق بین المللی عمومی -- علاوه بر قانون اساسی و قوانین بین المللی -- که در آن ایالت و هر دو نفر هستند ، این حق و اشخاص دارای این حقوق به عنوان "شهروندان از زمین" و نه به عنوان شهروندان کشورهای خاص است.

In form of cosmopolitan theory. علاوه بر این به شکل اخلاقی و سیاسی بین المللی بودن ، ظهور فرم های اقتصادی از تئوری جهان وطنی وجود ندارد. The freer trade advocated by eighteenth-century anti-mercantilists like Adam Smith and Dietrich Hermann Hegewisch took greater and greater hold. تجارت آزاد حمایت شده توسط ضد در قرن هجدهم - mercantilists مانند آدام اسمیت و دیتریش هرمان Hegewisch در زمان برگزاری بیشتر و بیشتر است. They politics in the economic realm. آنها به دنبال کم کردن نقش سیاسی در عرصه اقتصادی است. Their ideal was a world in which tariffs and other restrictions on foreign trade are abolished, a world in which the market, not the government, takes care of the needs of the people. آنها جهان ایده آل است که در آن تعرفه ها و محدودیت های دیگر در تجارت خارجی را لغو کرد ، جهان است که در آن بازار است ، نه دولت ، طول می کشد مراقبت از نیازهای مردم شد. Against , and that the assumption that one's own state will profit if other states are unable to export their goods is false. سیاست موازنه بازرگانی کشور در مقابل ، آنها استدلال می کنند که از آن با صرفه تر است اگر برای همه درگیر واردات کشور را کالاهای گران تر است که برای تولید در داخل ، و این فرض که دولت خود را سود خواهد کرد اگر کشورهای دیگر قادر به صادرات کالاهای خود غلط است. They argue that living and then become even better trading partners, because they could then import more, too. آنها استدلال می کنند که وضعیت کاملا برعکس : لغو حمایت از تولیدات داخلی که هر کس ، چون به نفع کشورهای دیگر را از صادرات خود را بدست آوردن ، رسیدن به استاندارد بالاتر زندگی و سپس تبدیل شده حتی بهتر از شرکای تجاری ، چرا که پس از آن می تواند به واردات بیشتر ، بیش از حد. On their view, after trade will have been liberalized world-wide, the importance of national governments will diminish dramatically. در نظر آنان ، بعد از تجارت خواهد شد liberalized شده اند در جهان ، از دولت های ملی اهمیت قابل توجهی برای کاهش مییابند. As national governments currently focus on the national economy and defense, their future role will be at most auxiliary. به عنوان دولت های ملی در حال حاضر در اقتصاد ملی و دفاع ، نقش خود را در آینده تمرکز خواهد شد در اکثر کمکی باشد. In the ideal global market, war is in no one's interest. در بازار ایده آل جهانی ، جنگ به نفع هیچ کس است. The freer the global market becomes, the more the role of the states will become negligible. بازار جهانی آزاد می شود ، در ادامه نقش کشور تبدیل خواهد شد ناچیز است.

1.3 Cosmopolitanism in the 19th and 20th Centuries 1.3 بین المللی بودن در سده 19th و 20th 

 centuries. آنی ادامه داد تا به بین المللی بودن به منبع مورد بحث را در دو قرن بعد. First, in the nineteenth century, economic globalization provoked fierce reactions. اول ، در قرن نوزدهم میلادی ، جهانی شدن اقتصادی موجب عکس العمل شدید. Marx and Engels tagged cosmopolitanism as an ideological reflection of capitalism. مارکس و انگلس به عنوان بین المللی بودن انعکاس ایدئولوژیک سرمایه داری منطبق. become attuned to faraway lands. آنها سرمایه داری بازار با توجه به عنوان ذاتا متمایل به توسعه ، شکستن مرزهای این کشور از سیستم دولتی ، و توسط این واقعیت است که تولید و مصرف را به سرزمینهای دور افتاده attuned به حال شواهد و مدارک ثابت شود. In benefit, although this very capitalist order is the cause of the misery of millions, indeed the cause of the very existence of the proletariat. در دست خود ، کلمه 'جهان وطنی' گره خورده است به اثرات جهانی شدن سرمایه داری ، از جمله به خصوص ایدئولوژی بورژوائی است که تجارت آزاد 'legitimatizes' در شرایط آزادی افراد و منافع متقابل ، هر چند این منظور بسیار سرمایه داری است علت بدبختی میلیون عضو دارد ، در واقع علت وجود خیلی از طبقه کارگر. At , and the Communist movement aims to everywhere of these common interests. در عین حال ، با این حال ، مارکس و انگلس نیز نگه دارید که طبقه کارگر در هر کشور ویژگی های سهام ضروری است و منافع مشترک ، و جنبش کمونیست را متقاعد کند هدف proletarians در همه جا از این منافع مشترک. and the expected withering away of the state after the revolution, implies a form of cosmopolitanism of its own. معروف ترین ، مانیفست کمونیست به پایان می رسد با فراخوانی ، "Proletarians از همه کشورها ، متحد شوید!" این ، در ترکیب با ایده آل طبقاتی جامعه و کمتر انتظار می رود پژمرده دور از دولت پس از انقلاب ، نشان میدهد به صورت بین المللی بودن از خود را دارد.

. بحث در مورد نظام سرمایه داری جهانی و در مورد جنبش کارگری بین المللی 'اصرار دارند. Frequently economic cosmopolitanism can be found in the advocacy of open markets, in the tradition from Adam Smith to Friedrich von Hayek and Milton Friedman. اغلب در بین المللی بودن اقتصادی می تواند در طرفداری از بازار آزاد یافت می شود ، در سنت از آدام اسمیت به فریدریش فون هایک و میلتون فریدمن. Communist versions of tradition kept using 'cosmopolitan' itself as a derogatory term. کمونیست بین المللی بودن نسخه های توسعه یافته نیز بیشتر است ، گرچه لنینیسم و سنت استالین نگهداری با استفاده از 'جهان وطنی' خود را به عنوان اصطلاح موهن.

The worth of attempts to create peace. این ارث دوم از بین المللی بودن در قرن هجدهم به ارزش دو قرن 'تلاش برای ایجاد صلح یافت می شود. It , such as the abolition of standing armies. این اغلب توجه شده است که تشابه بین پیشنهاد صلح کانت در آرامش ابدی و ساختار جامعه ملل به عنوان بخشی از آن در اوایل قرن 20th وجود داشته است و همچنین ساختار فعلی سازمان ملل متحد ، وجود دارد اگر چه آن را هم باید می شود اشاره کرد که ویژگی های ضروری کانت از این طرح اجرا نمی شد ، از قبیل الغای ارتش ایستاده. world world wars. در حال حاضر ، پس از پایان جنگ سرد ، وجود داشته است دوباره تجدید حیات بحث و گفتگو در مورد نظم جهانی مناسب برای ترویج صلح ، به همان اندازه وجود داشت بعد از جنگ های جهانی اول و دوم.

The law.' دادگاه جنایی بین المللی باید در اینجا به عنوان فرم نوآورانه از بین المللی بودن ذکر شده ، رفتن بسیار فراتر از مفهوم کانت از قانون جهان وطنی. ' develop the status of individuals under international law. ICC خود نشان دهنده گسترش روند طولانی ، در قوانین بین المللی ، به منظور برداشته و به همراه اصل پیروی مطلق از افراد به دولت و توسعه وضعیت از افراد تحت قوانین بین المللی است. . افراد در حال حاضر حاملان از حقوق معینی بر اساس قوانین بین المللی ، و آنها را می توان مسئول جنایات تحت قوانین بین المللی در راه است که از طریق برش سپر از حاکمیت دولت است.

of their citizenship status. سوم ، فلاسفه اخلاقی و moralists در پی - cosmopolitanisms قرن هجدهم که اصرار داشت که ما انسان ها وظیفه دارند که برای کمک به انسان در نیاز به همکار ، صرف نظر از وضعیت شهروندی است. of human suffering and without regard to the nationality of those affected. است سابقه از تلاش های امداد رسانی بین المللی (بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر جوامع بشری ، از قحطی سازمان های امداد رسانی وجود دارد ، و می خواهم) که به نام کاهش درد و رنج بشر و بدون توجه به ملیت و از آن متاثر می شود.

. علاوه بر این ، به دلیل وظیفه چندملیتی دارد به وظایف رحمت محدود نیست ، بلکه نیاز به عدالت و احترام ، اخلاق وابسته به همه جهان است که اغلب به عنوان انگیزه به مخالفت با بردگی و آپارتاید احضار شده اند ، و به دفاع از رهایی زنان ، و یا در سنت سودمندگر ، تقاضا به درمان بهتر از جانوران.

inconsistencies in their accounts. بیشترین گذشته نویسنده جهان وطن بود تا تفسیر تحت اللفظی از تئوری جهان وطنی خود را بطور کامل زندگی می کنند ، و می توان پیدا misogynist ، نژادپرستانه ، ناسیونالیستی ، مذهبی ، کلاس و یا مبتنی بر تعصبات و تناقضات در حساب خود. These shortcomings have often been used as arguments against cosmopolitanism, but they are not as easily used for that purpose as it may seem. این کاستی که اغلب به عنوان استدلال علیه بین المللی بودن مورد استفاده قرار گرفته است ، ولی نه به راحتی برای این منظور استفاده می شود زیرا ممکن است به نظر می رسد. Because the universalist potential in the discourse of 'world citizenship' can itself be used as a basis for exposing these shortcomings as problematic, one should say that they stem from too little, rather than too much, cosmopolitanism. از آنجا که پتانسیل universalist در گفتمان 'شهروندی جهان می تواند خود را به عنوان پایه ای برای افشای این ضعف به عنوان مشکل ، باید گفت که یکی از آنها کمی بیش از حد ساقه ، به جای خیلی زیاد است ، بین المللی بودن مورد استفاده قرار گیرد.

2. 2. Taxonomy of Contemporary Cosmopolitanisms طبقه بندی از Cosmopolitanisms معاصر

. حتی این نگاه کوتاه به پشت نشان میدهد طیف وسیعی از نظرات را که می توان به نام جهان وطنی. Every cosmopolitan argues for some community among all human beings, regardless of social and political affiliation. هر جهان وطنی استدلال برای برخی از جامعه در میان همه انسانها ، بدون در نظر گرفتن وابستگی های سیاسی و اجتماعی. or in terms of economic markets that should be open to all. برای برخی ، آنچه که باید به اشتراک گذاشته شده است به سادگی جامعه اخلاقی ، که به معنی زندگی است که تنها زندگی خوب انسانی نیاز دارد خدمت به جامعه جهانی با کمک کردن به انسانها را مانند ، مثلا با ترویج تحقق عدالت و تضمین حقوق بشر است. صداها درک جامعه جهانی در شرایط از نهادهای سیاسی را به اشتراک گذاشته شده توسط همه می شود ، در قالب نمادهای فرهنگی به همه ، و یا شرایط را در بازار اقتصادی است که باید به روی همگان باز می شود قدردانی می شود.

The most common cosmopolitanism — moral cosmopolitanism — does not always call itself such. بین المللی بودن شایعترین -- بین المللی بودن اخلاقی -- نشانی از همیشه خود را مانند تماس بگیرید. . اما همانطور که بین المللی بودن باستان بود و اساسا 'اخلاقی' تعهد به کمک به انسانها به عنوان مثل ، فلسفه معاصر را بسیار اخلاقی و اصرار دارد در وظایف را به کمک های خارجی که گرسنه و یا در غیر این صورت درد و رنج ، یا حداقل در وظیفه و ترویج احترام به حقوق اساسی بشر و عدالت است. در اینجا یک اشکال می تواند در میان سخت و میانه رو از بین المللی بودن تمایز قائل شود. ,  سختگیرانه در این حوزه عمل گاهی از مفروضات سودمندگر (به عنوان مثال ، خواننده ، Unger) ، گاهی از مفروضات Kantian (به عنوان مثال ، O'Neill) ، و در برخی موارد بیشتر از مفروضات کهن (به عنوان مثال ، Nussbaum) ، اما همواره ادعا می کنند که با موظف به ارائه کمک در برابر هر وظیفه نه اضافه وزن میشود برای کمک به مردم محلی و یا هم میهنان و نه در قدرت را افزایش می دهد وقتی که مردم محلی و یا هم میهنان در سوال می شود. در میان این cosmopolitans سختگیرانه برخی خواهند گفت آن است که مجاز ، حداقل در برخی شرایط ، تمرکز تلاش های خیریه در یک در یک هم میهنان است ، در حالی که دیگران انکار این -- موقعیت خود را در جزئیات این نظریه اخلاقی آنها بستگی دارد.  فلاسفه دیگر آنها ممکن است ما cosmopolitans متوسط (شامل مکالمه ، به عنوان مثال ، Scheffler) تائید دامنه از جهان وطنی وظیفه برای کمک ، اما اصرار دارند که ما نیز باید وظایف ویژه ای به هم میهنان. . در میان cosmopolitans متوسط ، بسیاری از تفاوت ها بیشتر می تواند کشیده شده با توجه به شناخت دلایلی است که برای مسئولیت های ویژه ای به هم میهنان و بسته به اینکه چگونه مسئولیت های ویژه ای را با وظایف وابسته به همه جهان به انسان به طور کلی. ضد جهانشهر گرایی در حوزه اخلاقی و متعادل هستند بستری هستند بهترین توصیف موقعیت از آن communitarians (به عنوان مثال ، MacIntyre) که به صورت باور است که تعهدات ما را به هم میهنان و ازدحام مردم محلی بیشتر از هر گونه تعهدات را به سود انسانها را چنین و یا که هیچ به جز تعهدات وجود دارد که در آن وجود دارد نزدیک ، روابط عمومی.

. بین المللی بودن با اخلاق ، گاهی اوقات به بین المللی بودن سیاسی منجر شده است. باز هم ، ما می توانیم تمایز مفید در میان سیاسی قرعه کشی. ). برخی از طرفداران دولت متمرکز جهان ، به نفع برخی از سیستم های فدرال را با یک مرجع جهانی جامع از قدرت محدود ، برخی را محدود تر بین المللی نهادهای سیاسی است که تمرکز بر نگرانی های خاص (به عنوان مثال ، جنایات جنگی ، حفظ محیط زیست) ، و برخی از دفاع از جایگزین های مختلف را ترجیح می دهم در دسترس نباشد. . برجسته بحث های فلسفی سیاسی ترتیبات بین المللی به تازگی در سراسر وارثان کانت خوشه (به عنوان مثال ، هابرماس ، Rawls ، Beitz و Pogge) و اطراف آن دفاع از 'دموکراسی جهان وطنی' (به عنوان مثال ، برگزار می شود) و یا بین المللی بودن جمهوری خواه '. Again, there are anti-cosmopolitans, who are . باز هم هستند ، ضد cosmopolitans وجود دارد ، که از همه entanglements بین المللی سیاسی بد بین هستند.

شاید رایج ترین برچسب جهان میهنی در ادبیات فلسفی اخیر در بیش از اختلافات بین المللی بودن فرهنگی شده است. به خصوص با اختلاف بیش از چند فرهنگی در برنامه درسی آموزشی و با ملی گرایی بازخیزگر ، ادعاهای فرهنگی و ضد ادعا توجه زیادی دریافت کرده اند.  موضع جهان وطنی در هر دو از این نوع از اختلافات را رد فایل پیوست منحصر به فرد به فرهنگ کوته نظر. به همین ترتیب از یک سو ، جهان وطنی را تشویق تنوع فرهنگی و قدردانی ترکیب چند فرهنگی ، و در سوی دیگر ، جهان وطنی را رد ناسیونالیسم قوی. In . در این ادعای پیشرو در خارج ، وابسته به همه جهان باید با احتیاط بسیار قوی در مورد 'حقوق به فرهنگ ،' احترام به حقوق اقلیت ها در حالی که فرهنگ های rebuffing به خود بی قید و شرط حق تعیین سرنوشت ملی. از اینرو ، اخیر ، دفاع از 'ملی گرایی لیبرال' (به عنوان مثال ، Margalit و راز ، Tamir) و یا از حقوق اقلیت فرهنگ (به عنوان مثال ، Kymlicka) به طور کلی به نظر می رسد ضد جهان وطنی). اما از روی احتیاط نسبت به حقوق جهان وطنی بسیار قوی به فرهنگ و به سمت خود عزم ملی نیاز دارید در بدبینی و عمده فروشی در مورد اهمیت پیوست فرهنگی محدود نمی مبتنی باشد. بین المللی بودن می تواند اهمیت (حداقل برخی از انواع) فایل پیوست فرهنگی را برای برسمیت شناختن خوب زندگی انسان (حداقل در محدوده خاص) ، در حالی که این انکار هویت فرهنگی اشاره دارد که فرد باید توسط هر زیر مجموعه کراندار یا همگن از منابع فرهنگی موجود در جهان (به عنوان مثال ، تعریف کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 13:20  توسط نظام  | 

 
کد آمار بازدید سایت

  RSS